تاريخ : یکشنبه ۱۴۰۳/۰۳/۱۳
من این روزها شدم اوج بدشانسی.
با هزار بدبختی و بی حوصلگی تصمیم گرفتم چند روز
بچه ها رو ببرم شمال.اول که پرسپولیس طبق
معمول با کمک داور گل زد و قهرمان شد.این
هیچی.ساعت نه و نیم رفتم بنزین بزنم دیدم
همسرم زنگ زده آرن تب داره و بدنش پر از دونه
شده!!!بله بچه 1 1 گرفته!!!سریع برگشتم
بردیمش دکتر و گفت آبله مرغون گرفته و کلی
دارو و کرم نوشت و حالا باید مریض داری کنیم!!
روزهای بد و داغون همینجوری داره میاد.
ارسال توسط رابین
برچسب:
نویسنده: نیکا ابراهیمی