خرید بک لینک

تاريخ : جمعه ۱۴۰۳/۰۱/۱۷

متاسفانه مشکل از چیزی که فکر میکردم و همیشه

راجع بهش تصور میکردم پیچیده تره.

همیشه فکر میکردم راحت تر کنار بیام با فوت

پدرم ولی جریان اون جوری که همیشه تصور

میکردم نیست.همون داستان همیشگی که تا تو

موقعیتی گیر نکردی راجع بهش قضاوت نکن.

روانم به هم ریختست.بیش از حد عصبیم.داد

میزنم دعوا میکنم و آرامش ندارم.باید راه حلی

پیدا کنم.سابقه ی 1 دارم و نمیخوام باز

گیر سگ 1 افسردگی بیفتم.

بی انگیزه و بی رمق و ساکن و ساکت شدم و

اگه این وضع ادامه پیدا کنه باز افسردگی میاد

سراغم و رها شدن ازش خیلی سخته(همین الان

هم تا حدی درگیرشم)

فکر نمیکردم با توجه به رابطه ای که با بابام

داشتم انقدر رفتنش اذیت کنه...

ارسال توسط رابین

برچسب: نویسنده: نیکا ابراهیمی تاريخ: يکشنبه 19 فروردين 1403 ساعت: 21:03

صفحه بندی